<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>پژوهش‌نامه زنان</title>
    <link>https://womenstudy.ihcs.ac.ir/</link>
    <description>پژوهش‌نامه زنان</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>فهرست مقالات</title>
      <link>https://womenstudy.ihcs.ac.ir/article_13971.html</link>
      <description/>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیلی بر چرایی غیبت جغرافیای زنانه در جغرافیای ایران</title>
      <link>https://womenstudy.ihcs.ac.ir/article_12917.html</link>
      <description>جغرافیای زنانه را باید یکی از مهم‌ترین رویکردهای نظری و کاربردی در علم جغرافیا دانست که در چند دهه اخیر موفق شده است با نظریه‌ها و دیدگاه‌های انتقادی خود آموزش و پژوهش این علم و کاربرد آن را در توسعه پایدار انسانی تحت تأثیر قرار دهد. با وجود گذشت حدود چهار دهه از معرفی جغرافیای زنانه، این گرایش مطالعاتی نه تنها جایگاهی متناسب با اهمیت خود در جغرافیای ایران به دست نیاورده است، بلکه به صورت عینی هیچ رد و نشانی از این گفتمان جغرافیایی در مطالعات علمی در ایران وجود ندارد. پژوهش حاضر با استفاده از روش‌شناسی پدیدارشناسی هرمنوتیک و جغرافیای فمینیستی به تحلیل چرایی غیبت جغرافیای فمینیستی در مطالعات جغرافیایی ایران می‌پردازد. پژوهش حاضر نشان می‌دهد که غیبت جغرافیای زنانه در ادبیات جغرافیایی ایران را باید تحت تأثیر دو مؤلفه دانش-قدرت و همچنین تفوق رویکردهای اثبات‌گرایانه در علم جغرافیا دانست. ساختارهای قدرت علمی و تکیه افراطی بر رویکردهای کمّی‌ و اثبات‌گرایانه در علم جغرافیای ایران نه تنها جغرافیای زنانه، بلکه دیگر نظریه‌های انتقادی و پژوهش‌های جغرافیای تاریخی- اجتماعی را نیز به حاشیه مطالعات جغرافیایی در ایران سوق داده است، امری که در نهایت باعث تضعیف بنیادهای علم جغرافیا و کاربرد آن در توسعه پایدار انسانی ایران شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>در آمدی بر مفاهیم مربوط به زنان در کتاب "دیوان لغات الترک" کاشغری (نگاهی به مفاهیم زنانگی در آسیای میانه در قرن چهارم هجری)</title>
      <link>https://womenstudy.ihcs.ac.ir/article_12918.html</link>
      <description>در طول تاریخ ملت‌ها و اقوام مختلف برخوردهای متفاوتی با زنان داشتند و در هر دور‌ه ای تقریباً نگاه مثبت و منفی نسبت به آنها وجود داشته است. در برخی دوره‌ها و در میان برخی اقوام آنها فروتر از مردان و افراد درجه دو حتی جنس پست شمرده می‌شدند و مایه شرم بودند؛ اما در میان قوم ترک وضع به گونه‌ای دیگر بود. کتاب دیوان لغات الترک کاشغری به عنوان یک دایره المعارف متعلق به بیش هزار سال پیش این اطلاعات را از ساکنان آسیای میانه در دل خود حفظ کرده است. بر اساس اطلاعاتی که از آن به دست می‌آید، زنان با مردان برابر بودند. ترکان به زنان اهمیت و احترام زیادی قائل بودند. در سنت قبیله‌ای آنها زنان حتی تا جایگاه رهبری نیز پیشرفت می‌کردند. جستار پیش رو با استفاده از شیوه تحلیلی توصیفی سعی دارد به این پرسش پاسخ دهد که زنان در میان ترکان قدیم چه جایگاهی داشته و با چه تعابیری از آنها یاد می‌شده است. یافته‌های پژوهش بیانگر آن است که زنان ترک، در طول تاریخ همیشه در اداره امور، سپاهیگری، میدان جنگ، هنر و موسیقی در کنار مردان ایستاده‌اند. آنها مورد احترام بوده با عشق پرورش یافته و به قداست نسبت داده می‌شدند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>باورهای عامیانه مربوط به زنان در رمان همسایه ها</title>
      <link>https://womenstudy.ihcs.ac.ir/article_12919.html</link>
      <description>چکیده رمان همسایه‌ها اثر احمد محمود،نمونه‌ای شاخص از ادبیات اقلیمی ایران است که تصویری زنده از بستر اجتماعی،فرهنگی و سیاسی جنوب کشور در میانه سده چهاردهم شمسی ارائه میدهد.محور اصلی این رمان، بازنمایی جایگاه زنان و انعکاس باورهای عامیانه مرتبط با آنان است؛باورهایی که ریشه در سنت‌های تاریخی، ارزش‌های فرهنگی و خرافات اجتماعی دارند و در روایت محمود در قالب مفاهیمی چون غیرت مردانه،خودزنی، نقش‌های سنتی زنانه،اعتقاد به بخت و اقبال، پیشگویی‌های مادرانه،آوازخوانی،رفتارهای هیجانی،تحقیر و توهین جنسیتی و نگاه قضاوت‌گرانه نسبت به زنان بی‌شوهر بازتاب یافته‌اند.روش پژوهش توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی و مبتنی برمطالعه کیفی کتابخانه‌ای است.داده‌ها با تمرکز بر شواهد متنی رمان استخراج و در پرتو مبانی نظری فولکلور و فرهنگ عامه تحلیل شدند.بررسی نشان میدهد محمود با بهره‌گیری از ظرفیت‌های ادبیات اقلیمی و رئالیسم اجتماعی،این باورها را نه صرفاً به‌عنوان بازتاب فرهنگ بومی،بلکه به‌عنوان ابزار نقدساختارهای مردسالارانه و بازنمایی محدودیت‌های تحمیل‌شده بر زنان به کار گرفته.در نتیجه هرچند محمود درمواردی برخی کلیشه‌ها و تعمیم‌های جنسیتی را بازتولید کرده،اما با برجسته‌سازی رنج،محرومیت و تلاش زنان،زمینه‌ای برای طرح پرسش‌های انتقادی درباره نقش‌ها و هویت‌های زنانه فراهم آورده.از این منظر،همسایه‌ها متنی است که علاوه بر ارزش ادبی،دارای اهمیت جامعه‌شناختی و مردم‌شناختی در شناخت فرهنگ عامه و باورهای مرتبط با زنان در ایران معاصر است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>عدالت جنسیتی در فضاهای عمومی شهری: بازاندیشی، موانع و راهکارهای تحقق</title>
      <link>https://womenstudy.ihcs.ac.ir/article_13967.html</link>
      <description>عدالت جنسیتی در فضاهای عمومی شهری صرفاً به معنای دسترسی برابر زنان و مردان به امکانات کالبدی نیست، بلکه پدیده‌ای چندبعدی و شبکه‌ای است که درهم‌تنیدگی ساختارهای نهادی، مدیریتی، فرهنگی و معرفتی را بازتاب می‌دهد. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و با استفاده از مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۱۸ نفر از خبرگان میان‌رشته‌ای، به بازاندیشی عدالت جنسیتی در فضاهای عمومی پرداخته است. تحلیل داده‌ها نشان داد که مهم‌ترین موانع تحقق عدالت جنسیتی شامل ضعف نهادی و قانونی، ساخت قدرت مردسالارانه در مدیریت شهری، بازتولید کلیشه‌های فرهنگی و بحران مفهومی در درک عدالت و برابری است. در پاسخ به این چالش‌ها، سازوکارهایی در پنج سطح نهادی، مدیریتی، فرهنگی، طراحی فضایی و سیاست‌گذاری پیشنهاد شد که می‌توان به ایجاد واحدهای تخصصی عدالت جنسیتی، آموزش مدیران، پایش پروژه‌های شهری، طراحی حساس به جنسیت، و تقویت برنامه‌های فرهنگی_ رسانه‌ای اشاره کرد. نتایج نشان می‌دهد تحقق عدالت جنسیتی پیامدهایی فراتر از ارتقای امنیت و دسترسی زنان دارد؛ این امر سرمایه اجتماعی را تقویت کرده، کیفیت زندگی و سلامت روانی_اجتماعی شهروندان را ارتقا داده و مشروعیت نهادهای شهری را افزایش می‌دهد. بنابراین ، عدالت جنسیتی در فضاهای عمومی نه‌تنها یک مطالبه گروهی، بلکه ضرورتی ساختاری و اخلاقی برای توسعه پایدار شهری و بازسازی اعتماد اجتماعی محسوب می‌شود.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
